|
|
جوانان
جوانان
من مشتاقم كه جوانهاى ما قصهى جنگ تحميلى هشت ساله را بدانند كه چه بود. اين را بارها گفتهايم؛ افراد هم گفتهاند و تشريح كردهاند؛ اما يك نگاه كلان به اين هشت سال، با اطلاع از جزئياتى كه وجود داشته است، خيلى براى برنامهريزى آيندهى جوان در روزگار ما مهم است. خوشبختانه كتابهاى خوبى هم نوشته شده است. من با اينكه وقت زيادى ندارم، بسيارى از كتابهائى را كه در باب مسائل دفاع مقدس هست، نگاه ميكنم؛ براى خود من مفيد است. اين كتابها را بخوانيد، بدانيد، ببينيد؛ شرح حال اين جوانهاى برجسته را بشناسيد. تعدادى از اين جوانهاى برجستهى ميدان جنگ، همان كسانى بودند كه در روز سيزده آبان، آن حماسهى بزرگ را آفريدند، بعد هم رفتند توى ميدان جنگ. بسيارى از آنها امروز جزو چهرههاى ماندگارِ واقعىِ تاريخ ما هستند. احساس مسئوليت، اين است. ديدار جمعى از دانشآموزان و دانشجويان و تشكلهاى مختلف دانشگاهى در آستانهى سالروز سيزده آبان (۱۳۸۷/۰۸/۰۸ ) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | راه ما
راه ما بعضى از قدرتها با يال و كوپال خود، با توانائيهاى مالى و نظامى خود، به خود حق ميدهند به ملتهاى ديگر ستم كنند، ظلم كنند، وارد بشوند، بكُشند، لگدمال كنند، ببرند، غارت كنند؛ اين ميشود روابط ظالمانه. اين ميشود همان چيزى كه ما اسم آن را گذاشتهايم نظام سلطه. نظام سلطه يعنى يك طرف سلطهگر، يك طرف سلطهپذير. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشآموزان و دانشجويان بسيجى (۱۳۸۶/۰۸/۰۹ ) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | خطبه دوم
الگو اولين مطلبى كه وظيفهى خود ميدانم عرض بكنم، عرض سپاس و قدردانى است از ملت عظيمالشأن ايران به خاطر نمايش عظمتى كه در روز قدس در برابر چشم جهانيان قرار دادند. چقدر سعى كردهاند در طول اين سالها كه روز قدس را كه نماد صفبندى حق در مقابل باطل است، تضعيف كنند. روز قدس نشاندهندهى صفبندى حق و باطل، صفبندى عدل در مقابل ظلم است. روز قدس فقط روز فلسطين نيست؛ روز امت اسلامى است. روز فرياد رساى مسلمانان عليه سرطان كشندهى صهيونيزم است كه به وسيلهى دست متجاوز اشغالگران، مداخله كنندگان، قدرتهاى استكبارى به جان امت اسلامى افتاده است. روز قدس چيز كوچكى نيست. روز قدس يك روز جهانى است. يك پيام جهانى هم دارد. نشاندهندهى اين است كه امت اسلامى اولاً زير باز ظلم نميرود، ولو اين ظلم از پشتيبانى بزرگترين و قدرتمندترين دولتهاى عالم برخوردار باشد. چقدر سعى كردند روز قدس را تضعيف كنند و امسال بيش از هميشه تلاش كردند؛ اما روز قدس در ايران اسلامى، در تهرانِ باعظمت به همهى دنيا نشان داد كه عقربهى انقلاب و ملت ايران به كدام سمت و كدام جهت است؛ نشان داد كه ارادهى ملت ايران چيست؛ نشان داد كه ترفندها و حقهها و پول خرجكردنها و خباثتهاى سياسى آنها بر روحيهى ملت ايران اثرى ندارد. نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | استغفار
موضوع: عقیدتی
یکشنبه 15 شهریور1388
استغفار ما بايد از گناهانمان استغفار كنيم. فايدهى بزرگ استغفار اين است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج ميكند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه ميشويم. وقتى به فكر استغفار مىافتيم، گناهان، خطاها، خيرهسرىها، پيروى از هواى نفس كه كرديم، تجاوز از حدود كه انجام داديم، ظلمى كه به نفس خودمان كرديم، ظلمى كه به ديگران كرديم، جلوى چشم ما زنده ميشود و به يادمان مىآيد كه چه كردهايم؛ آن وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نميشويم. اولين فايدهى استغفار اين است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، يعنى به عنوان يك دعاى حقيقى از خداى متعال حقيقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشيمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحيما»؛ خداى متعال توبهپذير است. اين استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند ميپذيرد؛ اگر استغفار، استغفار حقيقى باشد. اقامه نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي (۱۳۸۶/۰۶/۲۳) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | دنياي مذموم
دنياي مذموم مناسبت شب قدر، يكى مناسبت دعا و تضرع و توجه به پروردگار است كه ماه رمضان بخصوص شبهاى قدر، بهار توجه دلها و ذكر و خشوع و تضرع است. ثانياً بهانه و مناسبتى است براى اينكه دلهايمان را با مقام والاى امير مؤمنان و سرور متقيان عالم قدرى آشنا كنيم و درس بگيريم. هر چه كه در فضائل ماه رمضان و وظائف بندگان صالح در اين ماه بر زبان جارى شود و بتوان گفت، اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) نمونهى كامل آن و برجستهترين الگو براى آن خصوصيت است. من صحبتم را در خطبهى اول با ياد امير مؤمنان (عليه الصّلاة و السّلام) آغاز ميكنم، تا قدرى به معرفت اين بزرگوار نزديك بشويم، كه هر چه گفتهاند و هر چه گفتهايم و شنيدهايم، در مقايسهى با عظمت آن مقام و برجستگى آن شخصيت، كوچك و حقير است و نميتوانيم نه مجاهدت او را، نه تلاش او را براى تقرب به خداى متعال، نه سختىها و رنجهاى زندگى او را، نه عظمت كارى را كه در دوران خود انجام داد، توصيف بكنيم. من امروز براى اينكه از اميرالمؤمنين درس بگيريم، يك بُعد از ابعاد فعاليت همهجانبهى اميرالمؤمنين را عرض ميكنم و آن بُعد تربيت اخلاقى است. آن روزى كه اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) در جامعهى اسلامىِ آن روز بر سر كار آمد، وضع امت مسلمان با آن روزى كه پيغمبر اكرم از دنيا رفت، تفاوت زيادى كرده بود. اين بيست و پنج سال فاصله بين رحلت پيغمبر اكرم و آمدن اميرالمؤمنين بر سر كار، حوادث زيادى اتفاق افتاده بود كه اين حوادث بر روى ذهن و فكر و اخلاق و عمل جامعهى اسلامى اثر گذاشته بود و بعد، اين نظام و اين جامعه را اميرالمؤمنين تحويل گرفت. نزديك پنج سال اميرالمؤمنين در آن كشور بزرگ اسلامى حكومت كرد. اين پنج سال، هر روزش حاوى يك درس است. يكى از كارهاى مستمر اميرالمؤمنين پرداختن به تربيت اخلاقى آن مردم است. همهى انحرافهائى كه در جامعه پيش مىآيد، برگشتش و ريشهاش در اخلاقيات ماست. اخلاق انسان، خصوصيات و خصال اخلاقى انسانها، عمل آنها را جهت ميدهد و ترسيم ميكند. اگر ما در يك جامعهاى يا در سطح دنيا كجرفتارىهائى را مشاهده ميكنيم، بايد ريشهى آنها را در خُلقيات ناپسند ملاحظه كنيم. اين حقيقت، اميرالمؤمنين را به بيان يك حقيقت مهمترى وادار ميكند و آن حقيقتِ بالاتر اين است كه اغلب اين خصال باطل و مضر در انسانها، بر ميگردد به دنياطلبى. لذا اميرالمؤمنين ميفرمايد: «الدّنيا رأس كلّ خطيئة»؛ دنياطلبى ريشه و مركز اصلى همهى خطاهاى ماست، كه در زندگى جمعى ما، در زندگى فردى ما، اين خطاها اثر ميگذارد. خوب، معناى دنياطلبى چيست؟ دنيا چيست؟ دنيا عبارت است از همين طبيعت عظيمى كه خداى متعال خلق كرده است و در اختيار انسانها قرار داده است؛ دنيا يعنى اين. همهى اين مواهبى كه خداى متعال در عرصهى گيتى آفريده است، مجموعهى چيزهائى هستند كه دنيا را تشكيل ميدهند. اولش عمر خود ماست. درآمدهاى دنيوى و حاصل تلاشهاى دنيوى، اينها همه دنياست؛ فرزند، دنياست؛ مال، دنياست؛ علم، دنياست؛ منابع طبيعى، دنياست؛ اين آبها، اين ذخائر معدنى، همهى اين چيزهائى كه در عالم طبيعت انسان ملاحظه ميكند، اينها همين دنيا هستند؛ يعنى چيزهائى كه اجزاء زندگىِ اين جهانىِ ما را تشكيل ميدهد. خوب، كجاى اين بد است. يك دسته از آثار شرعى و اسلامى و معارفى به ما ميگويد كه دنيا را آباد كنيد: «خلق لكم ما فى الارض جميعا»؛ برويد دنيا را تحقق ببخشيد، آباد كنيد، بهرهبردارى از نعم طبيعى را براى خودتان، براى مردم آماده كنيد. يك دسته از روايات اينهاست: «الدّنيا مزرعة الاخرة»، «متجر عباداللَّه»؛ از اين قبيل تعبيرات وجود دارد كه اينها همه، نگاه مثبت به دنيا را نشان ميدهد . يك دسته از بيانات اسلامى و معارفى ما هم، دنيا را رأس خطايا و ريشهى گناهان به حساب مىآورد. اين ماحصل مطلبى كه از اين دو مجموعهى معارفى به دست مىآيد، حرف روشنى است - البته بحثهاى تحليلى و عميق براى اين كارها بايد بشود و لازم است و شده؛ بحثهاى خوبى هم انجام گرفته است - اما خلاصهى مطلب اين است كه خداى متعال اين سفرهى طبيعت را براى افراد انسان گسترده است و همهى آحاد انسان را سفارش كرده است، دستور داده است كه اين مائدهى طبيعى الهى را هرچه ميتوانند بالفعلتر، آمادهتر، رنگينتر در اختيار افراد بشر قرار بدهند و خودشان هم بهره ببرند؛ لكن يك حدود و ضوابط و قواعدى بر اين حاكم است؛ يك منطقهى ممنوعهاى وجود دارد. دنياى ممدوح اين است كه انسان اين سفرهى طبيعى الهى، اين موهبت الهى را آنچنانى كه ضوابط و قواعد الهى دستور داده است، بر طبق او رفتار كند، از حدود و ضوابط تخطى نكند، در مناطق ممنوعه قدم نگذارد. دنياى مذموم آن است كه انسان اين متاعى را كه خداى متعال براى افراد بشر قرار داده است، براى خود بخواهد، سهم خود را افزونتر از ديگران بخواهد، به سهم ديگران دستاندازى كند، دلبستگى پيدا كند كه اين دلبستگى به مقتضاى حبّ الشّىء يعمى و يصمّ، انسان را كر و كور ميكند، تا آنجا كه در راه به دست آوردن چيزى كه عاشق و دلبستهى آن هست، هيچ خط قرمزى و هيچ حد و حدودى را رعايت نميكند؛ اين ميشود دنياى مذموم. دلبستن به دنيا، سهمخواهى بيش از اندازهى خود، بيش از حق خود، دستاندازى به سهم ديگران، تجاوز به حقوق ديگران؛ اين ميشود آن دنياى مذموم. مال، دنياست؛ مقام، دنياست؛ قدرت، دنياست؛ محبوبيت، دنياست؛ نعم دنيا، لذات طبيعى، اينها همه دنياست. اسلام و اديان الهى به طور كلى بهرهبردارى از اين دنيا را براى انسان مباح قرار دادند؛ اما دستاندازى به حق ديگران، به هم زدن قواعد و قوانين اين عالم طبيعت، ظلم كردن به ديگران، خود را غرق در اين متاع دنيا كردن و از هدف اصلى و نهائى غافل ماندن را ممنوع دانستهاند؛ مذموم دانستهاند. اين دنيا وسيلهى تعالى و تكامل است، هدف نبايد قرار بگيرد؛ به اينكه توجه نشد، اين دنيا ميشود مذموم. خطبههای نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان (۱۳۸۷/۰۶/۲۹ ) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | درس ولي
اخلاق براى اينكه در جامعه اخلاق استقرار پيدا كند، دو چيز لازم داريم: يكى تمرين و مجاهدت خود ماست و يكى هم آموزشهاى اخلاقى كه به وسيلهى آموزش و پرورش، مراكز تربيتى و مراكز آموزشى و علمى بايد در همهى سطوح به انسانها تعليم داده شود؛ اينها موظفند. اين يك قلم از كارهاى لازم در سال پيامبر اعظم الهى است؛ يعنى خودمان را در خلقيات فاضله، مؤمن و مسلمان و تابع پيغمبر كنيم. يك فهرستى از صفات رذيله و زشت تهيه كنيم و ببينيم كه هر كدام از آنها در ما هست، سعى كنيم آن را را كنار بگذاريم. همچنين يك فهرستى از خلقيات نيك تهيه كنيم و سعى كنيم با تمرين، آنها را براى خود فراهم كنيم. البته عامل پيشرفت در اين راه، محبت است؛ محبت به خدا، محبت به پيامبر، محبت به اين راه، محبت به آموزگاران اخلاق - يعنى پيامبران و ائمهى معصومين (عليهمالسّلام) - اين عشق است كه انسان را در اين راه با سرعت پيش مىبرد؛ اين عشق را بايد در خودمان روزبهروز بيشتر كنيم. «الّلهم ارزقنى حبّك و حبّ من يحبّك و حبّ كلّ عمل يوصلنى الى قربك»؛ محبت خدا، محبت محبوبان الهى و محبت كارهايى كه محبوب الهى است؛ اين عشقها را در دل خود برويانيم. اين يك قلم از تعليمات پيامبر، در سال پيامبر اعظم است. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ديدار عمومى بسيجي (۱۳۸۵/۰۱/۰۶ ) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | وظيفه
وظيفه ما در جمهورى اسلامى ايران سعى كرديم به تعاليم قرآن عمل كنيم؛ قدرى موفق شديم. به همان اندازه خداى متعال بالمعاينه به ما اثر اين عمل كردن را نشان داد. در كار خداى متعال خلف وعده نيست: «و من اصدق من اللَّه قيلا».(3) اگر خداى متعال به مؤمنين وعدهى نصرت ميدهد، وعدهى استخلاف در ارض ميدهد، وعدهى عزت ميدهد، اين وعدهها راست است. علت اينكه ما اين وعدهها را در عرصهى زندگى خودمان نمىبينيم، اين است كه ما به شرائط الهى عمل نميكنيم؛ «و اوفوا بعهدى اوف بعهدكم»؛(4) شما با پيمان من، به امر من عمل بكنيد، من هم به آن پيمان عمل ميكنم؛ خداى متعال اين جورى گفته ديگر. اين درس بزرگ ماست. نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت | بسیح
بسیج بسيج مثل انقلاب، مردمى بود و مردمى است. درست است كه شما در قالب مجموعههاى وابستهى به نيروى مقاومت، شكل گردانهاى رزمى ميگيريد، آمادگيهاى نظامى پيدا ميكنيد و در ميدان نبرد خودتان را نشان داديد و اگر يك روزى كشور باز نياز به نيروى نظامى و جنگى پيدا كند، در صفوف مقدم هستيد؛ اين درست است، اما جنگ همهى محتواى بسيج نيست. بسيج، گستردهى در همهى عرصههاى زندگى است. آن وقتى كه نوبت سازندگى است، بسيج پيشرو است؛ آن وقتى كه نوبت مددرسانى و خدمات است، بسيج پيشرو است؛ آن وقتى كه نوبت تحقيقات بسيار دقيق و ريز و حساس است، نيروهاى بسيجى در صفوف اولند. امروز شما نگاه كنيد در همين قضيهى هستهاى، در اين فناورى پيچيده و بسيار دشوار، جوانهائى كه آنجا هستند، جوانهاى متدين و اجزاء طبيعى و حقيقى بسيج را تشكيل ميدهند. در همه جا همينجور است. مؤسسهى بسيار فعال و پيشروِ رويان، مرحوم دكتر كاظمى، افتخار ميكرد يك بسيجى است. جوانهاى مؤمن و فعال آن، طبيعتشان، جنسشان، جنس بسيج است؛ آنجا هم بسيج، آنجا هم ايمان، آنجا هم اعتمادبهنفس، كه از خصوصيت بسيجى است. در همهى عرصههاى زندگى در كشور عزيز ما و در نظام جمهورى اسلامى، بسيج حضور دارد. يك بعدش، اين بعد نظامى است و تحركات نظامى و آموزشهاى نظامى و تربيت نظامى و انضباط نظامى. مثل خود انقلاب مردمى است. هر عنصرى، هر فردى، هر مجموعهاى كه بتواند اين خصوصيت انقلاب را با خود همراه داشته باشد، مثل انقلاب ماندگار و جاودانه است؛ مثل انقلاب مؤثر و فعال و اثرگذار در محيط حضور خود هست. در ميدان سياست هم مردمى بودن، در ميدان سازندگى هم همينجور، در ميدان مديريت كلان كشور هم مردمى بودن، عنصر مردمى بودن. انقلاب مردمى است، بسيج هم مردمى است. بسيج مثل انقلاب سيراب از معارف اسلامى و سلوك دينى است. انقلاب ما تحت تأثير جوسازىِ به اصطلاح انقلابيون ملحدى كه در سراسر جهان ادعاهاشان گوش فلك را كَر ميكرد، قرار نگرفت. مظهر اين تعبد و تمسك به دين، امام بزرگوار ما بود؛ يكپارچه متمسك به دين، در اصول و فروع، در معارف والاى اسلامى و در عمل فردى؛ انقلاب اينجور متولد شد. ملت به اين سمت حركت كردند، اين را خواستند، براى اين جان دادند. بسيج هم همينجور متولد شد. بسيج يك مجموعهى دينى است. در ميدانهاى نبرد هشت ساله هيچكس به جوانهاى بسيجى نميگفت شما بياييد اينجور توسل كنيد، اينجور توجه كنيد، اينجور عبادت كنيد، اينجور دعا كنيد؛ از درون ميجوشيدند، دلشان و ايمانشان آنها را به سمت تعبد ميبُرد. بافت وجودى آنها كه در آن ميدان دشوار جلاى بيشترى هم پيدا كرده بود، به آنها مىآموخت چگونه خدا را عبادت كنند؛ و عبادت ميكردند. اين چيزهائى كه ميشنويد و در كتابهاى يادگار از آن دوران ميخوانيد از عبادت بسيجيها، از تضرع و اشك زلال جوانهاى بسيجى در ميدانهاى جنگ، اينها جوشيده از دل آنها بود. هيچ كسى نميتواند اين را به كسى ياد بدهد. اينها يادگرفتنى نيست، اينها از درونِ دل و از عمق جان جوشيدنى است. بسيج يك موجود متدين و متشرع است. بسيج مثل انقلاب با دشمنان سازشناپذير است. انقلاب اسلامى را زير فشار قرار دادند براى اينكه به سود قواعد ظالمانهى جهانى از جايگاه خود عقبنشينى كند؛ انواع فشارها را بر انقلاب و بر نظام جمهورى اسلامى به اين منظور وارد كردند كه يكىاش تحميلِ هشت سال جنگ بر اين كشور بود. انقلاب تسليم نشد، امام تسليم نشد، بسيج هم در مقابل فشارها و قواعد ظالمانه و جوسازيها هرگز تسليم نميشود و يك قدم به عقب نميرود. بسيج در واقع آن پوششى است، آن قالبى است كه بهترين جوانان اين كشور براى رسيدن به آرمانهاى بلند اين ملت بزرگ، ميتوانند در زير اين پوشش گرد هم بيايند و جمع بشوند. بسيج، پير و جوان و زن و مرد و اين قشر و آن قشر نميشناسد. هر كدام از ما آن روزى كه به معناى حقيقى كلمه بتوانيم خود را بسيجى بدانيم، بايد افتخار كنيم؛ و افتخار ميكنيم. بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار گردانهاى نمونه عاشورا و الزهراى بسيج (۱۳۸۶/۰۹/۰۵ ) نوشته شده توسط حمید بناء | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|